|
هلال ماه
|
||
|
مسلمان - شیعه - ایرانی |
درست است که گلستان سعدی پر است از حکایت های زیبا و خواندنی و پندآموز، اما گاهی اوقات در این کتاب، به حکایاتی برمی خوریم که شاید کمتر کسی فکر کند که آوردن چنین حکایات و اشعاری با چنین موضوعات ساده و حتی گاه بسیار پیش پا افتاده ای، توسط شاعری چون سعدی صورت گرفته است. اما به هر حال، در گلستان سعدی، همه نوع حکایتی یافت می شود. از جمله این حکایت طنز گونه:
حکایت:
یکی را از بزرگان، بادی مخالف در شکم پیچیدن گرفت و طاقت ضبط آن نداشت و بی اختیار از او صادر شد. گفت: ای دوستان، مرا در آنچه کردم، اختیاری نبود و بزهی بر من ننوشتند و راحتی به وجود من رسید. شما هم به کرم معذور دارید.
شکم زندان باد است، ای خردمند ندارد هیچ عاقل باد در بند
چو باد اندر شکم پیچد فروهل که باد اندر شکم، بار است بر دل
اهالی قدیمی تر مسجدی در سه راه تهرانپارس، هنوز امام جماعت جوانشان را به یاد دارند.سیدی از لبنان که فارسی را خوب می فهمید و حرف می زد.
سیدحسن، در تابستان گرم 1960 لبنان در محله البروزیه بیروت به دنیا آمد. پدرش عبدالکریم، سبزی فروش محل بود. نوجوانی سید مصادف شد با آغاز جنگ داخلی لبنان. او آن سالها هم درس می خواند و هم در دکان پدر کار می کرد و همزمان با سید محمد الغروی آشنا شد تا دروس حوزه را در بیروت و بعد در نجف ادامه دهد. 3 سال بعد، سید حسن 18 ساله، که حالا عضو گروه امل هم بود، به لبنان برگشت و ریاست شاخه جنبش امل در دره بقاع را به عهده گرفت. 
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران با بازگشت مصطفی چمران به کشور و ناپدید شدن امام موسی صدر در لیبی، در امل شکاف ایجاد شد و در سال 1982، حزب الله از امل انشعاب کرد که نصرالله هم به آنها پیوست. سید تا سال 1992 که دبیر کل حزب، عباس موسوی، توسط هلی کوپترهای اسرائیل ترور شد، در ایران بود. او در حوزه علمیه قم درس می خواند و امام جماعت مسجدی در تهرانپارس بود. سید حسن نصرالله 32 ساله، در زمانی دبیر کل حزب الله شد که جنگ داخلی لبنان تمام شده بود و سازندگی در لبنان در حال انجام بود. اما جنوب این کشور هنوز در اشغال اسرائیلی ها قرار داشت.
در سال 1997، تلویزیون اسرائیل، ناگهان تصاویری از اجساد دو مبارز لبنانی را نشان داد که اتفاقاً یکی از آنها محمد هادی، پسر نصرالله بود. این اتفاق لبنان را تکان داد. تمام سران و نماینده ها از مذاهب و گروههای مختلف در تشییع پیکر پسر او حاضر شدند و محبوبیت او بسیار زیاد شد. 3 سال کافی بود تا با خروج اسرائیل از جنوب لبنان، این محبوبیت به اوج برسد. این محبوبیت آن قدر بود که وقتی رفیق حریری ترور شد، او بتواند با یک فراخوان عمومی، 5/1 میلیون نفر را در بیروت جمع کند تا مانع از آغاز جنگ داخلی شود. یکی از دلایل آغاز جنگ 33 روزه، اصرار نصرالله بر آزادی سعید قنطار، عضو حزب کمونیست خلق، از دست صهیونیست ها بود. او محبوب همه است.
|
|