|
هلال ماه
|
||
|
مسلمان - شیعه - ایرانی |
در 200 سال گذشته قطعه های زیادی از ایران جدا شدند تا نقشه ی ما به شکل امروزی اش در بیاید. ماجرای جدایی بحرین از ایران، صحنه ی آخر از سناریوی بی کفایتی پادشاهان ایران است. پادشاهانی که همه شان به طرز خنده داری در برابر سفرای بیگانه کم می آوردند.
در مطلب زیر می توانید خودتان وضعیت سواد و کمالات شاهان ایران را با سفرای انگلیس ببینید و مقایسه کنید.

لطفعلی خان (منطقه از دست داده: عراق)
مرزهای غربی ایران در عصر صفویان-نادرشاه و کریم خان- اربیل، کرکوک و گاهی بصره را هم در بر می گرفت و درست تا مجاورت بغداد و موصل پیش رفته بود. جانشینان کریم خان از جمله لطفعلی خان، کل عراق امروزی را از دست دادند. بعدها عباس میرزا سعی کرد این مرزها را به حالت اول برگرداند که تا حدی موفق هم بود (معاهده ارزروم اول) اما محمد شاه حتی خرمشهر را هم از دست داد و در معاهده ارزروم دوم مجبور شد مرزهای اواخر زندیه را برای همیشه بپذیرد.
سر هارفورد جونز
مؤلف "آخرین روزهای فتحعلی خان زند" ، "تاریخ سلسله قاجار" و "شرح مأموریت به ایران". در اواخر زندیه کاردار انگلیس در بغداد و بصره بود و برای خریدن کوه نور، تخت طاووس و دیگر گنجینه های ملی از لطفعلی خان-که بشدت "پول لازم" بود- به ایران آمد. او در دوره فتحعلی شاه هم برای خنثی کردن کارهای ناپلئون و ژنرال گاردان، سفیر ایران شد.
فتحعلی شاه (منطقه از دست داده: قفقاز، قطر)
شاهی با چندصد زن و چندصد بچه (اسم آدم را که بیخود نمی گذارند بابا خان) که طبعاً فرصتی برای امور بی اهمیتی مثل از دست رفتن قفقاز و دریای خزر در معاهده های گلستان(سال 1813) و ترکمنچای(سال 1828) نداشت. جالب است که بدانید قطر هم در حکومت فتحعلی شاه (بین سالهای 1820-1835) از ایران جدا شد.
سر گور اوزلی
سفیر انگلیس در ایران (سالهای 1811-1814) و دلال عهدنامه گلستان. مولف "تذکره شعرای فارسی" و از بنیانگذاران انجمن سلطنتی آسیایی. دخترش "الیزا شیرین" و پسرش "ولزلی عباس" اولین بچه های انگلیسی متولد ایران هستند. برادرش-ویلیام- مجموعه بزرگی از آثار خطی و باستانی ایران از جمله قطعاتی از تخت جمشید را به انگلیس برد. سفیر قبلی (سر جان مالکوم، مؤلف "تاریخ ایران" و آورنده سیب زمینی به ایران) و بعدی اش (جیمز موریه، مؤلف کتاب "حاجی بابا" و یک سفرنامه معروف) هم بلاهای کمی سر فتحعلی شاه نیاوردند.
محمد شاه (منطقه از دست داده: افغانستان و قلهک)
یکی از مناطق دیگری که او از دست داده و معمولاً کسی حواسش به آن نیست، قلهک است. محمد شاه در سال 1835 اختیار قریه قلهک در 10 کیلومتری شمال پایتخت را به انگلیسی ها داد (در سال 1862 حق تملک زمین قلهک هم به انگلیسی ها اعطا شد. روس ها امتیاز مشابهی را برای زرگنده گرفتند ولی بعد از انقلاب کمونیستی، آن را پس دادند). اهالی قلهک تحت الحمایه انگلیس بودند. مأموران دولت کاری به کار آنها نداشتند. از سربازی معاف بودند، مالیاتشان را به انگلیس می پرداختند، کدخدایشان را انگلیس تعیین می کرد و ... . در سال 1928 قلهک (به جز باغ مورددار سفارت) به ایران برگردانده شد.
هنری راولینسون
رئیس هیئت امنای بریتیش میوزیوم و اولین کسی که کتیبه بیستون را خواند. او در سالهای 1833-1838 در ایران و در 1839-1843 در افغانستان کاردار بود و بعدها در عهد ناصری هم به سفارت رسید (1859-1860). همانطور که می بینید، سفرای انگلیس در ایران افرادی زیرک، دانشمند و به عبارتی "دزدهای چراغ به دست" بوده اند و مسلماً شاهان بی سواد قاجار در برخورد با آنها کمترین شانسی نداشته اند. مسأله هرات در زمان سفارت او پیش آمد و به ید با کفایت(!) محمد شاه این قدر خوب حل شد. هرچند که از نقش بسزای پسر دردانه محمد شاه-ناصرالدین شاه- هم نباید غفلت کرد که به جدایی افغانستان رسمیت بخشید.
ناصرالدین شاه (منطقه از دست داده: خوارزم و بلوچستان)
روسیه تزاری در عهد ناصرالدین شاه، ساحل آرال(1849)، تاشکند(1864)، بخارا و مرو(1867)، سمرقند(1868)، خیوه و آمودریا(1873)، ترکمنستان امروزی(1878) را بدون مقاومت ایرانی ها گرفت، و در قالب معاهده آخال به آن رسمیت بخشید. بلوچستان در نیمه قرن نوزدهم، تحت الحمایه حکومت انگلیسی هند شد و به تدریج در سالهای 1870-1896 و در چند نوبت حکمیت از جمله سر پرسی سایکس (مؤلف تاریخ 2جلدی "ایران" و مؤسس پلیس جنوب)، بخش اعظم پاکستان امروزی از ایران کنده شد.
سر چارلز موری
سفیر انگلیس در عهد ناصری که شهرتش به خاطر تحمیل معاهده پاریس به ایران است. ولی از دست رفتن قندهار، کلات و چراغ سبز به روس ها برای گرفتن ماوراءالنهر هم دستپخت او بود. قضیه ارتباط مشکوکش را با همسر میرزا هاشم خان، رقیب میرزا آقا خان نوری، در فیلم شاه پیروز (ساخته مجتبی راعی) دیده ایم. او استاد کالج اُل سولز در آکسفورد بود.
محمد رضا پهلوی (منطقه از دست داده: بحرین)
جدایی بحرین از ایران درست در همان سالی اتفاق افتاد که شاهنشاه خیالی ایران می خواست با برگزاری جشن های 2500 ساله، امپراتوری ایران را احیا کند! الغرض، کوروش خوابید و شاه نه تنها کشور گشایی نکرد، بلکه در ازای موافقت ضمنی انگلیس، با پس دادن سه جزیره ای که اصلاً مال ایران بودند، بحرین را هم از دست داد. تازه، شاه اول بحرین را داد و بعد از یک سال، ادعای جزایر را کرد. آن وقت معلوم شد انگلیس قول ابوموسی را به شارجه و قول تنب ها را به رأس الخیمه هم داده است.
سر دنیس رایت
کاردار سفارت انگلیس در 1953 (مقارن با کودتای 28 مرداد 1332) و سفیر انگلیس در ایران(سالهای 1963-1971، یعنی دوره جدایی بحرین). مؤلف "انگلیسیان در ایران" و "ایرانیان در میان انگلیسی ها" که جزو بهترین کتابهایی هستند که در باب روابط ایران و انگلیس نوشته شده اند. البته رایت در این کتاب ها از دوره خودش و حتی نزدیک به خودش چیزی نگفته و فقط تا چند سال پس از جنگ جهانی اول را پوشش داده است.
همشهری جوان
با خواندن این مطالب و با پی بردن به بی عرضگی و بی کفایتی شاهان ایران، به خصوص در 150-200 سال گذشته، بیش از پیش به ارزش بالا و توصیف نشدنی دفاع رزمندگان جان بر کف در 8 سال جنگ تحمیلی پی می برم و وقتی هوشمندی و شجاعت امام(ره) و مردم و نیروهای مسلمان و انقلابی را در دفاع از تمامیت ارضی ایران اسلامی می بینم، به خود می بالم. افتخار می کنم که در کشوری زندگی می کنم که نظامی که بر آن حاکم است، با اقتدار تمام، 8 سال در مقابل زورگویی و تجاوز ده ها کشور و ابر قدرت غربی و شرقی ایستاد، جنگید، مقاومت کرد و اجازه نداد حتی یک وجب از خاک مقدس ایران به دست غاصبان و ناپاکان بیافتد. و امروز به کشوری تبدیل شده که زورگویان و ابرقدرتهای جهانی، با وجود همه تهدید هایی که می کنند و نعره هایی که می کشند، نمی توانند حتی به آبهای ایران عزیز نزدیک شوند.

شاهان بی عرضه و بی کفایت، وقتی چنگ و دندان زورگویان را می دیدند، از ترس، سندی را که آنها تنظیم کرده و در آن، حقوق ملت ایران به کلی تضییع شده بود با دست لرزان امضا می کردند. ولی وقتی که رهبر فرزانه و با تدبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) دیدند که حق ملت ایران در حال تضییع شدن است و خاک مقدس ایران به قدوم ناپاک متجاوزان آلوده شده است، با توکل بر خدا و با حمایت آحاد ملت غیور ایران، از وجب به وجب خاک این سرزمین دفاع کرده و ما نیز که سربازان او و این انقلاب و رهبری هستیم، با الگو گرفتن از شهدای سرافراز جنگ تحمیلی و انقلاب اسلامی، اجازه نمی دهیم که دشمنان، حتی خیال دست اندازی و تجاوز دوباره به این آب و خاک را داشته باشند.
|
|